چگونه به فکر می کنم مانند خود ساخته میلیونر

[ad_1]

برای طولانی ترین زمان به من آموخته بود با خانواده ام به رفتن به مدرسه و رفتن به دانشگاه و گرفتن یک کار خوب به عنوان یک کارمند برای پایدار کارفرما. “یک پزشک” گفتند. “یک وکیل” گفتند. “با مزایای خوب و طرح بازنشستگی” آنها خواستار است. مادر بزرگ من آنقدر مصمم است که من در یک دانشگاه خوب که فارغ التحصیلی من از دانشگاه کالیفرنیا در سانتا باربارا هرحال همه از من دیگر دستاوردهای که به نظر من باید خیلی بیشتر از من گرفتن مدرک.

چه's تثبيت در رفتن به کالج و گرفتن مدرک و گرفتن یک شغل پایدار? شخصا, من فکر می کنم آن است که یک مدرسه قدیمی ذهنیت مبتنی بر ترس است. ردیف دوم در مزلو's سلسله مراتب نیازهای معاملات با یک انسان's ذاتی نیاز به ایمنی و امنیت. در غارنشین ما روز امنیت بود پیدا کردن یک غار است که حفظ کردن ببر تیز دندان. امروز به این معنی که امنیت مالی. شما ببینید, پشت در, مادر بزرگ,'s وجود دارد بسیار کمی امنیت مالی. در طول عمر خود او را دیده است پنج جنگ آمریکا شده است غیر قانونی زندانی توسط دولت آمریکا در طول جنگ جهانی دوم بود چرا که او یک ژاپنی-آمریکایی رنج می برد از طریق رکود بزرگ دهه 1930 و برخورد با “جمعه سیاه” سقوط بازار سهام در سال 1987. Empathizing با او زندگی من می توانید ببینید که چگونه او را ارزش تحصیلات بالا و شغل پایدار از آنجا که هر چیز دیگری خواهد بود بیش از حد ناپایدار در ذهن او. من مدرک و ساخته شده او را خوشحال اما من تا به حال هیچ تمایل به تجارت زمان من برای پول و یک نفر دیگر در کنترل من آزادی و همچنین مقدار پولی که من می تواند.

افسانه: آموزش و پرورش رسمی را منجر به افزایش موفقیت مالی

من coasted از طریق کالج بدون هیچ گونه مطالعه فشرده و یا تمایل به مطالعه است. در واقع من وحشتناک یک دانشجو از نظر عادات مطالعه. من اعتبار من اتمام کالج تنها به توانایی ذاتی به حق انتخاب چند گزینه ای پاسخ بر اساس استدلال استقرایی و عشق من از نوشتن مقالات پژوهشی. همه در حالی که من وجود دارد هر چند, من به دنبال اطلاعاتی که من می تواند به خیابان ها – اطلاعات عملی که من می تواند قرار داده تا با استفاده از, بعد از همه, من پرداخت دهها هزار دلار برای من درجه یک, آموزش و پرورش, اما من رفت و من از طریق کالج آموزش و پرورش با شاید تنها سه کلاس که واقعا من ارائه برخی از اطلاعات مفید است.

مانند بسیاری از فارغ التحصیلان دانشگاه کشف, متوجه شدم که هنگامی که شما خارج از دانشگاه شما را وارد دنیای کسب و کار است که مراقبت کمی در مورد آموزش و پرورش و قابل عرضه در بازار تجارت-مهارت های خاص. بنابراین وجود من بود با من دیپلم دست پیدا کردن که من هیچ بهتر از دبیرستان فارغ التحصیل شد. در واقع من در یک نقطه ضعف از آن بود که وارد نیروی کار را از مدارس بالا بود چرا که آنها مشغول به کار راه خود را به بالا و توسعه قابل عرضه در بازار تجربه و مهارت مجموعه که باارزش توسط کارفرمایان می باشد. من احساس نوع swindled چرا که تمام زندگی من به من گفته شد فارغ التحصیل از کالج و پول وجود خواهد داشت.
این حقیقت ممکن است صدمه دیده است اما این رکورد باید مستقیما و آن این است که در این روز و سن کارمند's با چهار سال درجه یک سکه ده. به عنوان یک کارفرما در حال حاضر خودم می توانم بگویم که چهار سال آموزش و پرورش به من می گوید که شما می توانید به خواندن و نوشتن خوب است اما کمی بیشتر از آن. آنچه که من به دنبال این است که تجربه و دانش عملی. I'm نمی گویم که چهار سال در آموزش و پرورش بی ارزش است اما آن's وزن در حرفه میز مذاکره است نه به عنوان سنگین به عنوان یک بار بود است. اجازه بدهید من آن را یکی دیگر از راه: رفتن به کالج را به شما یک کارمند خوب, اما آن را تضمین نمی کند ثروت است.

کارمند حقوق و دستمزد دام

یک شرکت حقوق و دستمزد است که بزرگترین مانع برای ساختمان ثروت اگر شما انتخاب که خود را به عنوان تنها وسیله نقلیه برای ثروت. که's زیرا برای بسیاری از ما حقوق ثابت توسط کارفرمایان ما و هر گونه افزایش در حال دیکته شده توسط کارفرمایان ما. ما برنده't پولدار مگر اینکه کارفرما ما می گوید ما می توانیم. متاسفانه من't ملاقات یک کارفرما در زمان تصمیم گرفته است که خود را کارمند غنی است. بودن در حقوق و دستمزد پایدار است و پایدار بودن اما به منظور توسعه یک میلیونر-طرز فکر شما باید به دور از نگاه حقوق و دستمزد خود را به عنوان تنها وسیله درآمد در اطراف. بودن حقوق و مزایای کارکنان است یک چیز بد نیست در همه. شما می توانید با استفاده از این تجربه برای یادگیری و به دست آوردن مهارت های جدید و با ثبات جریان درآمد به پرداخت صورتحساب. I'm فقط گفت که شما نباید تکیه بر حقوق و دستمزد خود را منحصرا اگر شما قصد تبدیل شدن به غنی زیرا در بهترین حالت خود را از کارفرما تنها اجازه خواهد داد که شما را به یک زندگی مناسب و معقول نیست برای تبدیل شدن به غنی.

خود اشتغالی در مقابل کسب و کار-صاحب

تمرین خصوصی و پزشکان و وکلا و همه مشابه دیگر بالا پرداخت خدمات حرفه ای را از یک زندگی مناسب و معقول اما آنها't نظر من غنی خود را حرفه ای به تنهایی. چرا که حتی اگر خود را در هر ساعت حقوق و دستمزد بالاتر از متوسط ثروت خود را به چارچوب است که هنوز هم همان باغبان ساخت تنها $ 8.00 در هر ساعت – و آن این است که آنها هنوز هم تجارت خود را برای پول است.

چه's اشتباه است ؟ آن's چرا که ما تنها یک مقدار محدود از زمان در روز برای پول در اوردن. مسلم این حرفه را شکسته رایگان از شرکت دیکتاتوری اما آنها مشکل دیگری است که آنها در صورت توقف کار برابر و بدون درآمد. این بدان معناست که اگر این افراد در حال از بیمار و یا در تعطیلات و یا مجروح و سپس همه آنها منبع درآمد خشک تا آنجا که آنها می توانید't تجارت وقت خود را برای پول است. این یک مقدار زیادی از فشار بر این افراد به ماندن مشغول است که در بخشی به همین دلیل من فکر می کنم وکلا هستند وحشت زده و عصبی مردم من می دانم. که مرا به این نقطه: خود اشتغالی به معنی شما در حال معامله برای پول در حالی که یک کسب و کار-مالک بدان معنی است که شما با استفاده از اهرم قدرت.

چه's اهرم?

صاحبان کسب و کار از ثروتمندترین افراد در این سیاره و بسیاری از آنها نیست هر گونه رسمی مدرک دانشگاهی. یک مثال خوب است بیل گیتس بنیانگذار مایکروسافت که به ارزش حدود 25 میلیارد دلار در زمان نوشتن این مقاله است. او کاهش یافته خارج از دانشگاه هاروارد و تاسیس شرکت خود را. کسب و کار-صاحبان استفاده از اهرم قدرت است که در این زمینه به سادگی بدان معنی است که آنها بیشتر از یک ساعت از زمان نسبت به انجام خود اشتغالی و یا کارکنان. در دروازه' به عنوان مثال, او طراحی و توسعه یک سیستم عامل کامپیوتر است که او مجاز است. او تلاش به ایجاد یک محصول است که تحویل مقدار زیادی از ارزش به آن خریداران و او سود فوق العاده از آن است.

اما شما don't را برای نوشتن نرم افزار برای تبدیل شدن به غنی مانند بیل گیتس. افرادی که خرید املاک و مستغلات کار کردن همان درآمد انفعالی ، افرادی که سرمایه گذاری انجام همان. در عرصه خدمات هوشمند خدمات حرفه ای شروع به انقباض دیگران به ارائه خدمات واقعی و کاهش سود و در نتیجه ایجاد ارزش برای هر دو ارائه دهنده خدمات و مشتری است. که اعمال نفوذ خدمات.

کسب و کار-صاحبان دنبال جریانهای چندگانه درآمد. کارکنان بر این باورند که آنها باید سطح امنیتی را در کار خود اما تعجب اخراج و یا اخراج شدن می تواند در نهایت که امنیت به عنوان سریع به عنوان آن بود به دست آمده است. بدترین و در عین حال کارمند هیچ چیز را بیشتر از مزایای بیکاری به کار کردن. یک کسب و کار-مالک ممکن است از دست دادن یکی از جریانهای درآمد اما هنوز هم دیگران به کار کردن. این چیزی است که من فکر می کنم به عنوان ایمنی – داشتن جریانهای چندگانه درآمد.

خطر

در توسعه شخصی جلسات من توصیه مردم به چهره ترس خود را سر به دلیل در نظر گرفتن این چالش باعث می شود آنها را به رشد شخصی و حرفه ای. کارآفرینان و کارکنان هر دو باید برای مقابله با شکست اما هوشمند کارآفرینان می ترسند را که خطر دانستن است که آن را به آنها را یک گام نزدیک تر به موفقیت است. مایل به سعی کنید ایده های جدید و به مرحله خارج از جعبه. به دنبال راه های اضافی شما می توانید پول و don't فقط در مورد آن صحبت کنید – آن را انجام دهد. که's یکی از قدرتمند ترین مفاهیمی است که باعث می شود مردم میلیونرهای – توانایی به عمل می کنند.

نکات کلیدی

در حالی که این مقاله تنها به طور خلاصه در مورد میلیونر-طرز فکر شما را با این نکات کلیدی:

* همه ما همان مقدار از زمان در طول روز و ما تنها می تواند فروش بسیار زیادی از زمان ما است.

* اگر شما تجارت خود را برای پول شما خواهد شد انجام کسب یک زندگی مناسب و معقول. شما برنده't پولدار شدن توسط این مدل است.

* پیدا کردن راه اعمال نفوذ چه چیزی شما را به دریافت بیشتر از وقت خود را و از این رو بیشتر پول است.

* ایجاد درآمد انفعالی از محصولات نرم افزار یا وسایل نقلیه سرمایه گذاری است که برای تولید یک جریان نقدی مثبت برای ایجاد جریانهای چندگانه درآمد.

* Don't منتظر زمان مناسب به دلیل آن را هرگز اتفاق می افتد. عمل در حال حاضر حتی اگر طرح خود را کامل است.

[ad_2]