کد خبر : 78تاریخ ثبت : 1395/7/2 10:16:44
نقد، نقدپذیری و الگوهای جامعه یادداشت؛

نقد، نقدپذیری و الگوهای جامعه

بلاشک جامعه بدون نقد، جامعه ای مرده و بی روح است و اگر نباشند افرادی دلسوز که فعالیت یک مجموعه فکری را نقد کنند(اساساً اکثر نقص های فرآورده حاصل از فعالیت فکری یک مجموعه از چشم کسانی که در بطن کار قرار دارند پنهان می ماند) غرور کاذب آن مجموعه را فرا گرفته و فرآیندی صد درصد نامطلوب به بار خواهد آورد در هر زمینه ای خواهد باشد.

به گزارش"ناصرون"می طلبد که هر شخص اندک استعدادی در هر موضوعی دارد که عده ای در همان موضوع در حال کار هستند را نقد کند و مطمئنا این روش راهگشای بسیاری از موارد و مشکلات پیش رو برای رسیدن به هدف مطلوب خواهد بود.
نقد شرایطی دارد که باید رعایت شود؛ یکی از این شروط نقد بدون حسد و غرض ورزی است و شرط دوم رعایت ادب و اخلاق در نوع بیان و نگارش است یادمان نرود که نقد بی ادبانه لجبازی طرف مقابل را شعله ور می کند هر چند نقد کاملا صحیح و بحق باشد اما مهمتر از نقد و نحوه بیان آن نقد پذیری است.
با جمله از فیلسوف بزرگ ایرانی آقای ارد(خالق ایده دیوار مهربانی) اهمیت این موضوع را بیان می کنیم" نقد بی کینه دیگران بر کار ما پاداشی است که ارزش آن را باید دانست ".

متاسفانه در جامعه ما نقدپذیری به شدت محجور واقع شده است. شاید یکی از دلایل آن نبود نقاد مناسب و شیوه های غلط گفته شده باشد ولی عمده دلیل آن را باید جای دیگر جستجو کرد و نقدپذیری مثل دیگر فضائل اخلاقی بیشتر جنبه اکتسابی دارد تا ذاتی.

جنبه اکتسابی این حسن خلق از کجا تقویت می شود؟ آیا صرفا خانواده و مدرسه تاثیر گذارند؟

با گسترش فضای مجازی در عصر حاضر ارتباط مردم با لیدرهای جامعه بسیار نزدیک و تنگاتنگ شده و باید پذیرفت که با وجود چنین شرایطی سهم خانواده بشدت کمتر از قبل در چگونگی پرورش حسن خلق در فرزندان و جوانان کشور شده است.

کوچکترین حرکت لیدرهای جامعه(سیاسی، فرهنگی، ورزشی و... ) بازتاب گسترده بر خط مشی فکری نه فقط جوانان، بلکه بسیاری از پا به سن گذاشته هایی دارد که علاقه وافری به شخص مذکور دارند.

اکنون که این اشخاص تاثیر گذار پُز محبوبیت خود را در فضای مجازی با گرفتن جشن رد کردن از  n تعداد فالور به نمایش می گذارند یا جشن سالگرد صفحه مجازی شان را میگیرند توقع می رود قدمی بزرگ در اشاعه فرهنگ های خوب اخلاقی بردارند فی المثل نقد پذیری که موضوع این متن می باشد.

اما متاسفانه به هر حوزه ی تاثیر گذار که سر می زنیم چیزی خلاف توقع مشاهده میکنیم:


- سیاست : نقد پذیری در سیاست را می توان به جرات گفت که به کلی رخت بر بسته تا جایی که آخرین عذرخواهی یک مقام مسئول مقابل نقد سازنده را به یاد نمی آوریم و بدتر از آن با توجیه به مراه پاسخ های زشت و زننده مواجه می شویم.

اگر به آرشیو ذهنمان که رجوع کنیم در گذشته نزدیک می شود به پاسخ وزیر بهداشت در مقابل یک نقد ساده اشاره کرد که با توهین و تهدید به عزل همراه بود و اگر کمی دورتر را مرور کنیم به رییس جمهور دولت دهم می رسیم که نقد و سوال از اعضای کابینه اش را خط قرمز معرفی می کند و کشور را به چالش یکشنبه سیاه می کشاند.

مورد دیگر که در سیاست به وفور مشاهده می شود مگسان گرد شیرینی هستند که اگر نقدی بر کسی وارد باشد حال صحیح یا اشتباه از طرف این مگسان مورد شماتت قرار گرفته و حتی مسیر رسیدن نقد به شخص مورد نقد را مسدود می کنند و اغلب مشاهده شده که فرد مورد خطاب از رفتار اطرافیانش بسیار رنجیده شده است.


و ...

- سینما و فرهنگ : این بخش که عموماً خود را از روشنفکران و سلبریتی های جامعه می دانند نیز در گسترش این حسن خلق کاملا ناموفق بوده اند و به روشنی عدم روحیه نقدپذیری و داشتن سعه صدر در شنیدن صدای مخالف را همراه با پاسخ های متکبرانه و غیر واقعی ترویج داده اند.

کارگردانی که سالی حداقل دو فیلم پرفروش تاثیر گذار روی مردم، دارد در مقابل جمله ی" بازیگران فیلم های شما را معمولا عقده ای مشاهده می کنیم " از منتقد فیلم اش، را با پرخاشگری و توهین به همه ایرانیان اینگونه پاسخ می دهد: همه مردم ایران عقده ای هستند و کافی است شما در ایران بدنیا بیایید تا عقده ای شوید.

نمونه دیگر پاسخ زشت و کریه گونه از آقای فرخ نژاد است وقتی که منتقد فیلم اش را محتاج پول خطاب می کند و به همکارش تهمت اخذ پول از نمایندگان مجلس در قبال نقد فیلم می زند و چه بسیار مثال های دیگر در این وادی خشکیده از اخلاق همچون سیاست.

با توجه به موارد گفته شده و مشاهده دیگر جوامع آماری کشور می طلبد هر چه زودتر جلسه هایی نسبت به رفع چنین مشکلاتی در دستگاه های ذی ربط  گرفته شود. ما ایرانیان که مدعی داشتن فرهنگی با قدمت سالیان مدید هستیم باید تلاش در رفع این رذائل اخلاقی در مردم و خواص، در دستور کار خود قرار دهیم و عدم پذیرفتن نقد و در قبال آن پرخاشگری همیشه به آرامی خاتمه نمی یابد و چه بسا بین مردم عادی و حتی گاها خواص به ضربه های مهلک اجتماعی ختم شود.

وحید پورخوبیاری

اخبار مرتبط
    کلمات کلیدی
    ثبت دیدگاه